kodakeman

مسافرت

1395/4/31 14:41
نویسنده : mamani
126 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزای من سلام به روی ماه هردوتون 

کسری جون تقریبا یکسال و نيمش شده کیمیا پیش دبستانی ميره برای تکالیف آخر هفته مجبوريم تورو دست به سرکنیم که کتاب ابجیوپاره نکنی ماشاالله خیلی باهوش و قوی هستی بعد چندروز فرصت داریم برای گردش و تفريح با وجود شما کارمن بيشتره ما باید کلی وسایل و تجهیزات برای شما برداریم پاییزه و هوایکم موزی شده پس باید حواسم بیشتر بهتون باشه. 

راهی کرمانشاه شدیم ی سفر کوتاه البته قبل اون مشهد و شمال و جاهای ديگه رفته بودیم، اما الان کسری متوجه ميشه ميگه بریم پیش موجی منظورش خاله مژگان هه هه شيطون بلای من. 

کیمیا از ذوق دیدن خاله هاش دلتودلش نیست هرچی ميگيم بخاب که رسیدی سرحال باشی قبول نمیکنه ی سفر سه روزه که خیلی بهتون خوش گذشت شوهر خاله ندا کلی باموتور کسری رو برد چرخوند من استرس داشتم اما از اونجايي که خیلی محتاطانه میرفت یکم به خودم میقبولوندم که طوری نیست امید به خدا وقتی برگشتی زدی زیر گریه سوییچ و برداشتی و راه افتادی سمت در بمب خنده ترکید. 

ما باهم رفتیم سرخاک عزیز بازن اونجا صداش کردم شمارو بهش معرفی کردم براش یکم قرآن خوندم بابا شمارو ازم دور کرد و منو با مامانم تنها گذاشت خوبه که بری خونه کسی درو بروت بازکنن اما افسوس که کسی درو برامون بازنکرد و من غصه میخوردم وشروع به گریه کردم.... 

تموم هستی مامان گلای من دوستون دارم 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به kodakeman می باشد