دوسالگی کسری
کیمیا دختر نازم کسری پسر گلم سلام
ديگه پسر مامان واسه خودش آقا شده و از شیر گرفتمش مثل کیمیا نبودی و چند روز هردومون اذیت شدیم انگار خیلی وابسته بهم بودی و عمقش و نفهمیده بودم شبا باید سرتومیذاشتی رو سینم تابخابی بابا واجی حسودی میکنن، بازم نتونستم برات جشن بگیرم آخه به قول نوشين بهانه خونه تکونی به راه بود منم دوست داشتم از دوطرف فامیل جمع باشن خلاصه باهم ی جشن صمیمی و گرم گرفتیم موهات کلی بلند شده بود خیلیم بهت ميومد.
یکم حیرونم دخترم بزرگ شده پسرم شمع دوسالگی و خاموش میکنه ی مرد مهربون کنارمه که موهای جوگندمی شقیقش به جذابیتش اضافه کرده و اينا خونواده من هستن خدایا چقدر خوشحالم شکرت که تنشون سالمه شکرت که کنار من هستن ی حس خوب منو همراهی میکنه حسی که ميگه تو از پسش براومدی بچه هات قد کشیدن توکنار مردی هستی که هرلحظه برای تکیه کردن برات پناهگاه امن بوده دوسالگی کسری بود آره کیمیا از این قضیه خندون بود دوتایی باهم شمع وفوت کردین غرق بوسه کیمیا و منو بابا بودی ما بازم کنارهم ی شب خوب و ثبت کردیم.
گلای من همیشه خوش و سلامت باشید دوستون دارم.

دوسالگی کسری 
