kodakeman

به جمع ما خوش اومدی

1395/4/30 15:04
نویسنده : mamani
91 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گلای قشنگم 

کسری ی پسرسالم و ناز به جمع ما اضافه شده بود بابا از دیدنت کلی تعجب کرده بود آخه شما از لحاظ ظاهر و همه چیز باهم فرق داشتید ابجی خیلی ناز و ریزه میزه بود با موهای پر و مشکی و تو سفید و کچل بودی معلوم بود خیلی خوشحاله اما اصلا از کیمیا غافل نبود ظهر برگشت خونه تا عصر برای ملاقات کیمیا و ندا و نرگس و بياره، کیمیا کلی از صبح بهانه گرفته بود و منم به اصرار که بیارنش پیشمون. 

عصر اومدن کیمیا قیافش دیدنی بود همش صدات میکرد محمد کسری داداشي با چشات دنبال صدا بودی تو اتاق بمب خنده ترکید پرستارا جمع شدن اونجا کلی خندیدن از دیدن کیمیا ذوق زده شدن تورو يادشون رفت، با خودم گفتم وای خدایا شکرت که کیمیا با حضور تو انقدر آرومه با دیدن صورت شاد بابایی همه دردو غمم وفراموش کردم و ذوق شمارو کردم. 

با تموم سختی و خوشی من تونستم از پس ی بارداری ديگه بربیام و از خدا خاستم آرزوی این لحظه به دل هیچکی نمونه و حس مادری و همه دختراي سرزمینم تجربه کنن. 

همسر فداکارم، دختر قشنگم، پسر عزیزم با تموم وجود دوستون دارم خداروشکر که شمارو دارم. 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به kodakeman می باشد