kodakeman

روزهای باتو بودن

1395/4/24 16:28
نویسنده : mamani
72 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به بهترین گلای دنیا کیمیا جون و کسری جون 

ديگه با انجام سونو دغدغه ما سرانجام گرفت و متوجه شدیم پسر دار شدیم من خیلی خوشحالم آخه دوس داشتم کیمیا یدونه باشه و من داشتن پسرم تجربه کنم ناگفته نمونه بابا گفته بود اگه بچه دختر بود مراحل و طی میکنیم که پسرم داشته باشیم راستی همین سونو تعیین جنسیت نزدیک آزمایشگاه بود که برای کروموزوم داده بودیم اونروز تازهجواب و گرفتیم که متوجه شدیم ما میتونیم صاحب فرزند پسر بشيم.

با دختر عمه فاطمه رفته بودیم سونو کیمیا با مهرسا پیش عمه ناهید بودن فاطمه همونجا زنگ زد خونه خبر داد که بچه پسره و قول مشتلق گرفت از داییش (بابایی) کیمیا به مراد دلش رسیده بود واقعا نی نی داداش نازی بود، روزگار تندتر سپری شد حال منم بهتر بود و باید خودم و آماده میکردم برای دیدنت کسری جونم عزیز من کیمیا جونم نمیخاستم برات کم بذارم و با اومدن ی فرشته ديگه ازت غافل بشم، پس باید قویتر از قبل میشدم. 

روزای آخر بارداری کسری خیلی وول میخورد زمستون سرد داشت به آخر میرسید و برای ما بهاری نو در راه بود. 

دخترکم کیمیا من کسری جونم من خیلی دوستون دارم تندرست باشید. 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به kodakeman می باشد