kodakeman

سکوت سالها تنهایی شکست

1395/4/24 2:09
نویسنده : mamani
63 بازدید
اشتراک گذاری

دختر قشنگم اومدنت تو زندگی من بابا جون ی معجزه بود زنگ خنده و گریه هات روح تازه ای داده بود به زندگيمون و پس هر اتفاقی جای مامان جون برام خالی بود و همش میگفتم اگه الان زنده بود چه و چه.... 

عزیز مادر امید وارم بتونم مادری باشم که همیشه موفقیت تو رو ببینم و هرروز که بزرگتر میشی بیشتر به وجودت افتخار کنم تو همه جون من هستی خدا رو شکر که هستی شاد باشی و تندرست گل من. 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

محجوب بانو
24 تیر 95 3:49
عزیزم کل مطلبات رو خوندم بی مادری خیلی سخته آخ خواهرکم من موقع درد زایمان فقط دستای مامانم آرومم میکردفقط وقتایی که بهش میگفتن دیگه کافیه برید بیرون انگار داشتن جونمو میگرفتن عزیزم چقدر سخته که مامانت پیشت نیست خدا رحمتش کنه براش فاتحه خوندم
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به kodakeman می باشد