سرانجام
بچه های گلم سلام باکلی سرعت خودم و به روز رسانی کردم که بتونم از این به بعد و با تاریخ براتون ثبت کنم 26تیر عروسی آرزو دختر دایی رضا بود ما از روز قبل رفتیم کرمانشاه با دایی محمد راهی شدیم تا اونجا کسری از کنسول وسط خیلی خوشش اومده بود و مارو تنها گذاشت اما کیمیا تو ماشين خودمون موند کلی کیف کردین ساعت 3صبح رسیدیم ی ساعتی با خاله مژگان و نرگس سروکله زدید بعدش خابیدین و صبح باصدای خاله ندا بیدار شدين. اولین نوه ما عروس شده برامون لذتبخش بود بعد مدتها ی دورهمی صمیمی داشتیم منم که خاله هابشن کیفمه و ی دل سیر خوشمیگذرونم شمارو ميدم بهشون و حالشو میبرم. خیلی خوش گذشت بهتون کسری که با آقايون بود کیمیا با خانوما شب موقع خاب ...
نویسنده :
mamani
16:29
پیش دبستانی کیمیا
دختر نازم کیمیا پسر عزیزم کسری سلام روزای بهار دارن سپری ميشن دوست دارم دخترم زودتر تعطیل بشه و ی جون تازه بگیری چون از ساعت 7باید میرفتی و 1برمیگشتی روزای رباتیک که یکساعت دیرتر میومدی. باید خونه رو آماده میکردم برای اولین آزمون دخترم اصلا باورم نميشه که کیمیا داره پیش دبستانی و تموم میکنه دیدنت تو لباس فرم جذابه برام دوست دارم روزی باشه که بهترین رشته رو با موفقیت تموم کنی و اونروز و تجسم میکنم.یکم شعر باهم تمرین کردیم یکم نقاشی بیرون رفتن تعطیل بود و مهمونی دایی اینا منو دست مینداختن که وای مریم چقد سخت میگیری مگه کنکور داره آخه، اما من اغفال نشدم و برنامه خودم و رفتم شبا زودتر میخابیدیم و صبح سرحال بودیم. 30اردیبه...
نویسنده :
mamani
16:10
لجبازي
بهترین دختر دنیا و بهترین پسر دنیا سلام روزهایی که دارم باشما میگذرونم مثل برق درگذرن انگار دیروز بود که کیمیا تواغوش من بود واای خداایا دخترم قدکشیده چه شیرین و مودب حرف ميزنه همونجوری که دوس داشتم رفتار میکنه پسرم چه زود گذشت بزرگ شدی موهات و کوتاه کردم خیلی بهت مياد بامزه شدی صورت ماهت تازه بیرون از بین اون موهای بلند و لخت. باهم بیشتر بازی میکنید اما مختلط کیمیا یجوری ماشین بازی میکنه انگار پسره اگه برید تو فاز خاله بازی ووی ديگه هیچی دیگه بساطی برا خودتون ی پا هنرپیشه اید کیمیا که همسن توبود بازی فکری خیلی دوست داشت کلی لوگو داشت آروم بازی میکرد وکنارهم میچید اما تو قطب مخالف هه هه یادش منو میخندونه اصلا تواين وادیا نیستی ی ...
نویسنده :
mamani
15:56
دوسالگی کسری
کیمیا دختر نازم کسری پسر گلم سلام ديگه پسر مامان واسه خودش آقا شده و از شیر گرفتمش مثل کیمیا نبودی و چند روز هردومون اذیت شدیم انگار خیلی وابسته بهم بودی و عمقش و نفهمیده بودم شبا باید سرتومیذاشتی رو سینم تابخابی بابا واجی حسودی میکنن، بازم نتونستم برات جشن بگیرم آخه به قول نوشين بهانه خونه تکونی به راه بود منم دوست داشتم از دوطرف فامیل جمع باشن خلاصه باهم ی جشن صمیمی و گرم گرفتیم موهات کلی بلند شده بود خیلیم بهت ميومد. یکم حیرونم دخترم بزرگ شده پسرم شمع دوسالگی و خاموش میکنه ی مرد مهربون کنارمه که موهای جوگندمی شقیقش به جذابیتش اضافه کرده و اينا خونواده من هستن خدایا چقدر خوشحالم شکرت که تنشون سالمه شکرت که کنار من هستن ی حس...
نویسنده :
mamani
15:35
تفاوت
گل مامان کیمیا و کسری جونم شما دارید کنار هم با وجود من و بابایی بزرگ میشید کاراتون باهم قابل مقایسه نیست من اینجا میخام براتون ی اعتراف کنم که دوست دارم بتونيد درکم کنید و توجیه حسابش نکید بیشتر طرف حرفم با کسری جون. من یسری کارا رو انجام دادم که نتونستم برای کسری انجام بدم مثل سفره زیارت جشن تولد حسابی بگیرم و یسری چیزای جزیی ديگه همشون و یادم هست اما قطعا به دلیل نخاستن نبوده بلکه به این دلیل بوده که من باید تمام مراسم و کارا رو خودم تدارک و برنامه ریزی کنم و چون کیمیا کم سن بود و منم دست تنها بودم نتونستم برات اونارو انجام بدم، من همیشه از تبعیض بین بچه ها بدم اومده و خودم اينو یکم رعایت نکرده بودم اما قول ميدم اولین فرصت...
نویسنده :
mamani
15:22
مسافرت
عزیزای من سلام به روی ماه هردوتون کسری جون تقریبا یکسال و نيمش شده کیمیا پیش دبستانی ميره برای تکالیف آخر هفته مجبوريم تورو دست به سرکنیم که کتاب ابجیوپاره نکنی ماشاالله خیلی باهوش و قوی هستی بعد چندروز فرصت داریم برای گردش و تفريح با وجود شما کارمن بيشتره ما باید کلی وسایل و تجهیزات برای شما برداریم پاییزه و هوایکم موزی شده پس باید حواسم بیشتر بهتون باشه. راهی کرمانشاه شدیم ی سفر کوتاه البته قبل اون مشهد و شمال و جاهای ديگه رفته بودیم، اما الان کسری متوجه ميشه ميگه بریم پیش موجی منظورش خاله مژگان هه هه شيطون بلای من. کیمیا از ذوق دیدن خاله هاش دلتودلش نیست هرچی ميگيم بخاب که رسیدی سرحال باشی قبول نمیکنه ی سفر سه روزه...
نویسنده :
mamani
14:41


