روزهای باتو بودن
سلام عزیزم کیمیا مامان عشق بابا ی روز صبح زود بیدار شدم و تست و زدم و دیدم که مثبته خداایا من بازم دارم مامان میشم این غوغا دلم بیهوده نبود ی جورايي هل شدم تو کنار بابا خواب بودی آرومبابایی و صداکردم و گفتم که ما داریم دوباره بچه دار میشیم از جاش بلند شد و با تعجب چشماش و گشاد کرد و گفت خدایی راست میگی و گفتم آره والله یکم سکوت کردیم که ما هنوز جوابمون و نگرفتیم پس مراحل داشتن پسر دار شدن چی ميشه. نگاهی عمیق به من کرد از جاش بلند شد و اومد پیش من گفت حتما حکمتی بوده هرچه از دوست آید خوش است اومد بوست کرد و باگفتن این جمله که کیمیامامانی داره برامون نی نی مياره بیدارت کرد بدو اومدی بغلم پرسیدی آره مامانی بوست کردم و گفتم آره مگه نی ...
نویسنده :
mamani
15:45

