kodakeman

روزهای باتو بودن

اینروزایی که ورق میزنم ديگه بايد به هر دوتون سلام بدم سلام عزیزای مامان گلای من  کسری جونم تو دلم ورج و وروجه ای میکنه که کیمیا اولاش میترسید ولی همش بوست میکرد و نوازشت میکرد کیمیا با این قضیه خوب کنار اومد و منمبا سختیاش داشتم دست و پنجه نرم میکردم بابا مارو همراهی میکرد خیلی ویار داشتم مدام زیر سرم بودم نای آشپزی نداشتم از اون آشپزخونه گرم خبری نبود بابا هم به تو رسیدگی میکرد هم به من و کسری طفلی سر دوراهي مونده بود مردی که برای هرچیز از من کمک ميگرفت خیلی مستقل شده بود و حواسش به همه چی بود منم بی انصافی کردم و یکم ازش دور شدم البته دست خودم نبود مرتب سفارش کیمیا و میکردم ی مدت خاله ندا اومد پیشمون ی مدت خاله مژگان با باز شدن مدرس...
24 تير 1395

روزهای باتو بودن

سلام عزیزم کیمیا مامان عشق بابا  ی روز صبح زود بیدار شدم و تست و زدم و دیدم که مثبته خداایا من بازم دارم مامان میشم این غوغا دلم بیهوده نبود ی جورايي هل شدم تو کنار بابا خواب بودی آرومبابایی و صداکردم و گفتم که ما داریم دوباره بچه دار میشیم از جاش بلند شد و با تعجب چشماش و گشاد کرد و گفت خدایی راست میگی و گفتم آره والله یکم سکوت کردیم که ما هنوز جوابمون و نگرفتیم پس مراحل داشتن پسر دار شدن چی ميشه. نگاهی عمیق به من کرد از جاش بلند شد و اومد پیش من گفت حتما حکمتی بوده هرچه از دوست آید خوش است اومد بوست کرد و باگفتن این جمله که کیمیامامانی داره برامون نی نی مياره بیدارت کرد بدو اومدی بغلم پرسیدی آره مامانی بوست کردم و گفتم آره مگه نی ...
24 تير 1395

روزهای باتو بودن

بهترین دختر دنیا سلام عزیزم روزها و شبها گذشتن هوا گرم شده بود و من تو در نبود بابا کلی دلتنگش بودیم و اونم بخاطر ما کارش و کمتر کرده بود ی شب گرم راهی امل شدیم ماه رمضون بود شب 19تو راه بابا برای شام وايستاد از اونجايي که عاشق جيگر بودی بابا برات سفارش داد من حال خوبی نداشتم و با شما نيومدم و تو ماشين موندم بابات از این قضیه ناراحت شده بود و قبول کرده بودی که شام و بياريد تو ماشين پیش من شاید اونجوري بتونم بخورم، ی لحظه بابا برای تهیه یخ پایین رفته که من یواشکی چند تا از جیگری که خریده بود و خوردم و چقدر بهم چسبید توم بهم میخندیدی، خدایا چم شده بود من و جيگر داشتم ضعف میکردم از بوش بابا چه کار خوبی کرد که اومدين پیش من ولی اصلا به روی خود...
24 تير 1395

روزهای باتو بودن

سلام قشنگم  روزها گذشتن و دختر مامان بزرگتر شده پارک میبرمت خیلی به بچه های ديگه میچسبیدی بعضیاشون مهربون بعضیاشون کمتر و یسریشون تورو ترد میکردن، ناراحت میشدم بابا میگف دخترم تنهاس و این منو اذیت میکنه دوست دارم یا خواهر یا برادر داشته باشه.  منم به اقتضاء سنم رو حرفاي بابا فکر کردم و چون بارداری و زايمان و بزرگ کردن تو خیلی خوب و خوش بود تصمیم گرفتیم که تورو از تنهایی دربياريم، یسری بحث و نظر داشتیم که ما دختر داریم و نمیخاییم دوتا بشه و خلاصه یسری تحقیق و بررسی کردیم و رفتیم یسری آزمایش دادیم که ببینیم ما میتونیم برات داداش بياريم یا نه.  روز11اردیبهشت 92شسه تایی رفتیم آزمایشگاه و توم خوشحال که من داداشي میخام کارا رو...
24 تير 1395

روزهای باتو بودن

سلام به روی ماه بهترین دختر دنیا  ديگه با تموم وجود با مریضی و سختی با خوشی و شادی بزرگ شدی داری دوساله میشی وای خداجونم چه زود گذشت انگار همین دیروز بدنيا اومدی و رنگ و بویی تاره به زندگی ما دادی خوشحالم که آرزوی منو بابا برآورده شده و فرزند اول ما دختر بود ی دختر مهربون و آروم و زیبا گنج ما کیمیا خانوم.  عزیز مامان برای داشتن دختری چون تو خوشحالم و آرزو دارم همیشه تندرست و شاد باشی.  ديگه دارم یواش یواش از شیر میگیرمت توروز کمتر سراغم میای برای شیرخوردن وپاستوریزه م علاقه نداری ی شام خوب ی مهمونی خوب داشتیم خاله ندا و عمو مجتبی عقد کردن و پیش ما بودن به اتفاق اجی فروزان و آقا جون و مامان جون و عمو سعید ی جشن کوچیک گرفت...
24 تير 1395

روزهای باتو بودن

سلام قشنگم کیمیا مامان، یکسال گذشت و داری راه میری سه تا دندون داشتی (اولی که یادت هست کشیدیم) ناز و توپل به قول مامان بزرگ خش خش راه میری مامان، بابا، دده،امي،ددا، ابه،نون، ایخام، پیکا، لالا،کلماتی که میگفتی جمله زیاد نمیگفتی ولی فوق العاده باهوش بودی و مارو متوجه منظور خودت میکردی عاشق تاپ بازی بودی ی بار که برای کارش رفته بود دفتر از سر خيابون محل کارش (خ میرازی شیرازی الان بلدی چندبار باهاش رفتی)برات ی تاپ خریده بود خیلی جدید و باحال بود اصرار داشت که کمربند ایمنی باید داشته باشه تایی که دخترم میخاد سواربشه و این ویژگی و تاپ داشت و اومد با شوق برات وصلش کرد و توم کلی ذوق کردی و تا ی مدت تو اون خابت میبرد و وقتی مبخاستیم بیاریمت بیرون گری...
24 تير 1395

روزهای باتو بودن

کیمیا مامان بهترین دختر دنیا سلام، سال 90داری راه رفتن و تجربه میکنی به مبل و بوفه دست میگرفتی و میخای بدون اهرم راه بری توی تیر ماه خاله مژگان به اتفاق بچه ها ش اومدن پیشمون برای تولد یک سالگی داشتیم تدارک میدیدم به خاله گفتم برات لباس پرنسسی بدوزه اونم برات دوخته بود آورده بود نرگس خیلی دوست داشت و تا فرصت گیر مياورد بغلت میکرد باهات تو خونه تاتي میکرد که راه بری تولد قشنگترین دختر دنیا عشق بابا نزدیک بود با بابا رفتیم کیک سفارش دادیم ی بی بی خشگل باهم نظر دادیم و رفتیم بقیه خرید و اینارو انجام دادیم برامون خیلی زود گذشته بود و میگفتیم دخترمون یک ساله شده خوشحال بودیم برات ی جشن مفصل گرفتیم کلی مهمون داشتیم و سه روز درحال رفت و آمد بودیم س...
24 تير 1395

روزهای باتو بودن

دختر مامان داره اولین بهار و تجربه میکنه قشنگم تو ماه بهمن تو و خاله ندا و تنها گذاشتم بعد چکاب زايمان دومین بار بود که بدون تو جایی ميرفتم، من به همراه خاله فاطي رفتیم خيابون بهار (الان عاشق اونجايي و برای هرچی میگی ميشه بریم بهار) برای دختر نازم کلی لباس خوشگل خریدم ی کفش ناز پرنسسی لباس خونگي جوراب شلواری عروسکی واای خداایا اینا رو گل من بپوشه چی ميشه از ذوق تو پوست خودم نمیگنجیدم فاطي از من بدتر ضعف میکرد و میگف منم بچه میخام وای از زمان سارا به اینور لباسا چقد شیک شده تنوع بيشتره خلاصه کلی گشتیم باهم بهترینارو برات خریدم و انقد زنگ زدم به خاله جویای حالت بودم که شاکی شد و گفت کیمیا آرومه اذیت نکرده تو به کارت برس که بیای خونه نمیدونست ا...
24 تير 1395

روزهای باتو بودن

زیباترین دختر دنیا قشنگم روزبروز توپل تر ميشه و داره شیرین کاری میکنه ریختن کتابا و نشستن تو کابینت و کمد از جمله کارات بود هفت ماهه بودی که نشستی خیلی خوش خوراک و شیک پوش هرجا ميرفتيم همه ذوق میکردن برات خاله مژگان مرتب جوياي احوالت بود از هشت ماهگی چهار دست و پا رفتی و میذاشتمت تو روروک نزدیکای عید بود ی روز باباي داشت شیر دستشویی و عوض میکرد منم نهار میذاشتم ی لحظه برگشتم دیدم نیستی ی جیغ بنفش زدم گفتم کیمیا نیست بابا هراسون اومد بیرون دوتایی رفتیم سمت اتاقا دیدیم رفتی داخل اتاق خودت سرت رو بالا نگه داشتی و داری با دقت نگاه میکنی خنده ای بلند زدیم و دوتایی هل شدیم که زودتر بغلت کنیم و سه تایی همدیگر رو محکم بغل کردیم و غرق بوسه کردیم تورو...
24 تير 1395
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به kodakeman می باشد